همانطور که می دانید، راهکار اصلی و اساسی اسلام برای پاسخ به نیاز و غریزه جنسی ازدواج است چه موقت و چه دایم آن، در غیر اینصورت راه های مذهب برای کنترل شهوت و احساسات جنسی عبارتند از:
۱- سعى کنید همیشه پیش از خواب مثانه خود را تخلیه کنید و شبهاى به خصوص غذایى سبک میل کنید.
۲- هرگز شکم خود را بیش از حد معمول پر نکنید بلکه تا چند لقمه دیگر که جاى دارید دست بکشید.
۳- از پوشیدن لباسهاى تنگ و چسبان اجتناب ورزید.
۴- هرگز فکر گناه را به ذهن خود راه ندهید و از تصور و تخیل امور جنسى و شهوانى سخت پرهیز کنید.
۵- از خواندن، شنیدن، نگاه کردن به امور و تصاویر شهوت آفرین دورى کنید.
۶- از خوردن مواد غذایى محرک مانند: خرما، پیاز، فلفل، تخم مرغ و غذاهاى چرب اجتناب و یا به حداقل اکتفا نمایید.
۷- از نگاه کردن و دستورزى به اندام جنسى خود پرهیز کنید.
۸- هرگز به رو نخوابید.
۹- هیچگاه تنها در یک مکان نباشید تا فرصت و زمینه گناه از بین برود.
۱۰- براى تخلیه انرژى زاید بدن به طور منظم و زیاد ورزش کنید.
۱۱- هیچگاه بیکار نباشید و همیشه براى مشغول ساختن خود به فعالیتى مطلوب و مثبت برنامه داشته باشید.
۱۲- روزه مستحبى بگیرید و اگر قادر نیستید، روزه تربیتى بگیرید یعنى به کمترین مقدار غذا و کم حجم ترین نوع غذاها اکتفا کنید و وعده غذایى خود را کم کنید.
۱۳- هرگز به نامحرم نگاه نکنید، حتى اگر به ارتباط کلامى با آنها مجبور باشید.
۱۴- با جنس مخالف رفتار متکبرانه داشته باشید، هرگز با روى باز و نرمى با آنها برخورد نکنید.
۱۵- هرگاه افکار جنسى به ذهن شما وارد شد خود را تنبیه کنید. مثلاً با بستن یک کش به مچ دست خود و کشیدن و رها کردن آن به خود هشدار دهید.
۱۶- به بدى گناه و عواقب آن بیاندیشید و تا زمانى که به گناه آلوده نشده اید بیشتر در فکر زیانهاى خطرات، آبروریزى و عقاب آن باشید.
۱۷- هرگز از رحمت خدا مأیوس نباشید.
۱۸- به محض لغزش فوراً توبه کنید و سعى کنید که دیگر تکرار نشود.
۱۹- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و عیادت از نزدیکان و... پر کنید.
۲۰- ذکر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زیاد برزبان جارى سازید.
روح پس از آن که به وسیله فرشته مرگ قبض شد، در جهان دیگری به نام برزخ قرار میگیرد و ارتباط او با دنیا قطع میگردد؛ البته رابطه روح با افرادی که در دنیا هستند، امری محال و غیرممکن نیست، امّا چنین نیست که روح هر فردی بتواند با هر کسی که بخواهد رابطه برقرار کند، چنان که انسانهای زنده هم نمیتوانند با ارواح مردگان تماس بگیرند.
آن چه مسلّم است این که ارتباط باارواح در عالم بیداری و خواب، برای برخی اتفاق افتاده که به دو مورد اشاره میشود:
الف ـ پیامبر اکرم به سلمان فارسی فرمود: هنگامی که مرگت نزدیک شود، مردهای با تو سخن میگوید در مرضی که سلمان(رض) در آن از دنیا رفت، دستور داد او را به قبرستان ببرند؛ با صدای بلند بر مردگان سلام کرد و گفت: من سلمان فارسی هستم، دوست دارم یکی از شما با من سخن بگوید؛ روح مردهای پاسخ او را داده گفت: هر چه میخواهی بپرس، سلمان پرسید:
آیا اهل بهشتی یا دوزخ، گفت: بهشتی هستم، هم چنین او درباره چگونگی مرگش و اوضاع و احوال پس از مرگ، پرسشهایی نمود و پاسخ شنید، سپس فرمود او را به منزل بردند، شهادتین بر زبان جاری کردو جان به جان آفرین تسلیم نمود.[۱]
ب ـ در یکی از شهرهای ایران مرد مؤمن و پرهیزکاری از دنیا میرود، مدّتی پس ازمرگ به خواب پسرش میآید و میگوید: پانصد تومان به فلان فرد بدهی دارم، قرض مرا پرداخت کنید تا مشکل من برطرف گردد، پسر به این گفته اعتنا نمیکند، پس از مدّتی دوباره پدرش را در خواب میبیند و پدر همان تقاضا را تکرار میکند. پسر میگوید: شما نشانهای بدهید که یقین کنم بدهکارید، میگوید: به یاد داری روزی انگشتر من گم شد، هر چه جست و جو کردیم پیدا نشد؛ همان روز بر اثر باران فراوان، دیوار اطاقک روی چاه منزل خراب شده بود و دو نفری آن را تعمیر کردیم، انگشتر در لابهلای گِلها در فلان گوشة دیوار است، پسر تا از خواب بیدار شد، آن محل را با تیشهای تراشید و انگشتر را یافت، سپس پانصد تومان را به طلبکار پرداخت نمود.[۲]
بنابراین، رابطة روح مرده یا افراد دیگر، در مواردی امکانپذیر است، لکن چنین نیست که در هر شرایطی این امر تحقق پیدا کند؛ البته از روایات استفاده میشود که روح مرده در بعضی اوقات، به ویژه در شب و روزهایی که انتظار مردگان برای احسان و نیکی به آنها بیشتر است، مانند شبهای جمعه و قدر، به خانوادة خود سرکشی کرده التماس میکند که به یاد من باشید و به من کمک کنید؛ با سیر کردن گرسنهای و یا پوشاندن برهنهای، مرا یاری کنید، لیکن چنین نیست که بستگان وی ندای او رابشنوند، و این هشداری است که باید به یاد مردگان بود و با انجام کارهای نیک به نیّت آنها، کمی از مشکلات آنها در جهان برزخ را کاهش داد.
در مورد دیدار روح مرده از بستگان خود، روایات فراوان رسیده که دو نمونه از آنها در این جا بیان میشود: ۱. اسحاق بن عمّار میگوید: از موسی بن جعفر(ع)پرسیدم: آیا روح مؤمن که مرده، به زیارت خانواده خود میآید، فرمود: آری، عرض کردم: در چه مدت و زمان، فرمود: به مقدار رتبه و فضیلتی که مؤمن دارد، بعضی از آنها هر روز به کسان خود سر میزنند، بعضی دو روز یک بار، برخی در سه روز یک مرتبه و کمترین فرد مؤمن از نظر منزلت، در هر جمعه به بستگان و خانواده خود سرکشی میکند، اسحاق میپرسد در چه ساعتی؟ حضرت فرمود: هنگام زوال خورشید، روح مؤمن وقتی میبیند بستگان او در طاعت وبندگی خدا مشغول هستند، مسرور و شادمان میشود.[۳] در روایت دیگر امام صادق(ع) میفرماید: هیچ فرد مؤمن و کافری نیست، مگر این که هنگام زوال شمس، به خانه خود میآید، هنگامی که خانواده و بستگان خود را مشغول به عمل صالح میبیند، مسرور میشود و حمد و ثنای الهی به جای میآورد، ولی کافر اگر خانواده خود را مشغول به کار خیر ببیند، باعث حسرت و حُزن او میشود، زیرا خود او به واسطه ترک اعمال خیر، گرفتار عذاب شده.[۴]
[۱]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۲۲، ص ۳۷۴، نشر مؤسسه وفأ، بیروت.
[۲]. معاد، مرحوم فلسفی، ج ۱، ص ۳۲۳، نشر معارف اسلامی.
[۳]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۶، ص ۲۵۷، نشر موسسة وفأ، بیروت.
[۴]. همان.
آیا علی ابن ابیطالب علیه السلام در کعبه بدنیا آمده؟ تولد امام علی(علیه السلام) در کعبه از مسلمات تاریخی است و جایی برای ایجاد شک و تردید در آن وجود ندارد. بر خلاف نویسنده که این را اعتقاد مردم ایران دانسته و با بیان چند احتمال، بدون ارائه هیچ گونه سند و مدرکی درصدد ایجاد شک و تردید در این واقعه مسلم تاریخی است. ۱و ۲ . وجود بت در کعبه: بدون تردید وجود بت ها در خانه کعبه شایسته این مکان مقدس نبود امّا وجود مقطعی این بت ها در خانه کعبه نمی توانست قداست و معنویت اصیل این خانه را از بین ببرد. دلیل بر قداست این خانه آن است که اولا رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پیش از بعثت و پس از آن همواره کنار این خانه می آمد و پس از طواف این خانه مقدس به عبادت مشغول می شد. مقدسی می نویسد: پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پیش از فرود آمدن وحی در غار حراء به پرستش خدا می پرداخت،خانه خدا را طواف می کرد و حج عمره می گذارد.[۶] و در این زمان در خانه کعبه و درمسجد الحرام بت هایی وجود داشت اما پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بدون توجه به بت ها و تنها به خاطر قداست و عظمت خانه کعبه در آنجا به عبادت می پرداخت. در روایتی از زید بن حارثه نقل شده است: «وقتی پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ طواف می کرد من با او طواف می کردم چون از کنار بت اساف یا نائله گذشتیم من به آن بت دست کشیدم، پیامبر فرمود: به این دست مکش».(۵) دلائل زیادی می توان برای تقدس خانه کعبه ذکر کرد که به یک مورد دیگر از این دلائل اشاره می کنیم. همان گونه که می دانیم شهر مکه در سال هشتم هجری فتح شد بنابراین تا این سال در خانه کعبه بت هم وجود داشت. با فتح این شهر توسط پیامبر بت ها نیز نابود شدند درحالی که کعبه سال دوم هجری به عنوان قبله گاه مسلمانان قرار گرفت. اگر این تقدس وجود نداشت چگونه می توانست یک بت خانه (به قول شما) قبله گاه مسلمانان قرار گیرد؟ ۳. رسم عرب در مورد زنان باردار: این ادعا نیازمند ارائه سند و مدرکی است، آن هم باید به اندازه ای معتبر باشد که بتواند در مقابل روایات فراوان تولد امام علی(علیه السلام) در درون کعبه، عرض اندام کند. آیا واقعاً سند معتبر و محکمی وجود دارد که در آن دوره، رسم عرب این گونه بود که زنان باردار از منزل خارج نمی شدند؟؟؟!!!! ۴. اینکه کعبه بارها خراب و دوباره تعمیر شد، بحثی نیست، ولی هر انسان منصف و عاقلی این را هم می داند که با صرف وجود شکاف های متعدد نمی توان یک حادثه مسلم تاریخی را رد کرد. ۵. بسیاری از مطالب در قرآن نیامده است و قرار هم نبود که همه چیز در قرآن بیان شود. در بی سوادی و بی اطلاعی و کینه توزی و جهالت نویسنده همین بس که وی این عقیده را مختص شیعیان دانسته است. حال آنکه این حادثه از مسائل مورد اتفاق مسلمین است.
در ایران همه بر این باورند که علی در کعبه متولد شده است لذا او را مولود کعبه مینامند اما واقعیت این است که علی نیز مانند بقیه ائمه و خود پیامبر در خانه متولد شده است دلایل این موضوع بسیار و اضح و روشن است
نخست: اینکه علی ده سال قبل از بعثت بدنیا آمد در آنزمان مسجد الحرام بتکده مهم اعراب بود و کعبه محل نگهداری بتها ! تمامی کسانی که بدور کعبه طواف میکردند بت پرست بودند حال سوال این است آیا فاطمه بنت اسد جزو بت پر ستان بوده که برای عبادت به آنجا رفته است؟
دوم: در کعبه بتهای زیادی مانند لات عزی هبل و غیره نگهداری میشد بطوریکه جایی برای حرکت در داخل کعبه نبوده باید پرسید آیا علی در کنار بتها متولد شده؟ در اینصورت تولد در کنار بتها امتیاز محسوب میشود؟
سوم: در بین اعراب این رسم وجود داشته و دارد که زنان در دوران حاملگی و بخصوص در ماه آخر در خانه میماندند و هرگز یک زن باردار در ماه آخر حاملگی در جمع مردم حاضر نمیشد حال چگونه ممکن است فاطمه بنت اسد در آخرین لحظات بارداری به درون بتکده رفته باشد آنهم تنها؟
چهارم: در دیوارهای کعبه شکافهای متعددی هست که نشاندهنده تخریب این بنا در حوادثی چون سیل میباشد این شکافها هرگز نشاندهنده کنار رفتن دیوار برایب ورود یک فرد نیست
پنجم: چنین معجزه ای باور نکردنی است که دیوار از هم جدا شود و دوباره متصل گردد فرض کنیم که این معجزه روی داده است پس چرا در قرآن از آن ذکری نیست در حالیکه داستان ابرهه و اصحاب فیل در قرآن آمده و نام کعبه بعنوان بیت عتیق بارها ذکر شده است این معجزه از همه آنها مهمتر است اما در قرآن اشاره ای به آن نیست
ششم: علی بارها در نهج البلاغه به بزرگ شدن خود در دامان پیامبر و رشد در خانه رسول خدا اشاره کرده اما حتی یکبار نگفته است من مولود کعبه ام یا من کسی هستم که در کعبه بدنیا آمده است
علما و دانشمندان بزرگ شیعه و اهل سنت در این که ولادت على علیه السلام در خانه کعبه واقع شده است، اتفاق نظر دارند، حتى مرحوم«اردو بادى» در این موضوع کتاب قطورى نگاشته است. (۱)
نظر برخى از علماى اهل سنت
۱-حاکم نیشابورى:
«اخبار در مورد این که فاطمه بنت اسد«على بن ابى طالب» را در خانه کعبه به دنیا آورد، در حد تواتر است.» (۲)
۲-حافظ گنجى شافعى: «امیر المؤمنین على علیه السلام در مکه و در داخل بیت الله الحرام در شب جمعه سیزدهم رجب سال سى ام عام الفیل، متولد شد،و جز او مولودى در بیت الله الحرام تولد نیافته است، نه پیش از او و نه پس از او. این امتیاز نشانه بزرگى مقام و موقعیت او بود که شامل حال او گشت.» (۳)
۳-ابن صباغ مالکى:
«على بن ابى طالب علیه السلام در شب جمعه سیزدهم رجب سال سى ام عام الفیل -۲۳ سال قبل از هجرت-در مکه مشرفه در بیت الله الحرام متولد گشت. این فضیلت را خداوند به جهت جلال و بزرگى و کرامت على علیه السلام به او اختصاص داده است...» (۴)
اما چند نکته در پاسخ به مطالب نویسنده:
قداست کعبه از نظر قرآن بسیار دیرین است و وجود بتها از قداست آن هرگز نکاسته بر اساس آیات قرآن اولین خانه ای است که خداوند در آن عبادت شده. زائران خانه خدا همواره برای زیارت این مکان مقدس از راه های دور و نزدیک به مکه می آمدند. بدون شک وجود بت ها در خانه کعبه و اطراف آن هرگز از قداست معنوی کعبه نکاسته است بنابراین تولد امام علی ـ علیه السلام ـ در این مکان مقدس فضیلتی بزرگ برای آن حضرت محسوب شده است، فضیلتی که احدی در این فضیلت با حضرت شریک نگشته است.
بنابراین این گونه نبود که همه کسانی که به زیارت کعبه و طواف دور آن می پرداختند، بت پرست بودند.
پى نوشتها:
۱-الغدیر،ج ۶،ص ۲۷.
۲-مستدرک حاکم نیشابورى،ج ۳،ص ۵۵۰، (در شرح حال حکیم بن حزام).
۳-کفایة الطالب،ص ۴۰۷.
۴-الفصول المهمه،ص ۳۰.
۵- بیهقی، احمد بن حسین، دلائل النبوه، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، علمی و فرهنگی ۱۳۶۱، ج۱، ص۲۰۱.
دو آیه قرآن به صورت صریح بحث حجاب را مطرح کرده اند. آیه ۳۱ سوره نور و آیه ۵۹ سوره احزاب به طور صریح به این بحث پرداخته اند:
«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُیُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدینَ زینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛[نور/۳۱] و به زنان مؤمن بگو که چشمان خویش فروگیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینتهاى خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعه هاى خود را تا گریبان فروگذارند و زینتهاى خود را آشکار نکنند، جز براى شوهر خود یا پدر خود یا پدر شوهر خود یا پسر خود یا پسر شوهر خود یا برادر خود یا پسر برادر خود، یا پسر خواهر خود یا زنان همکیش خود، یا بندگان خود، یا مردان خدمتگزار خود که رغبت به آن ندارند، یا کودکانى که از شرمگاه زنان بى خبرند. و نیز چنان پاى بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کردهاند دانسته شود. اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار گردید.»
«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لازْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً؛[احزاب/۵۹]اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسرى هاى بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.»
به نظر مى رسد حکم وجوب حجاب در سال ششم هجرت تشریع گردید. شاهد بر آن، آیات سوره نور است که داستان معروف افک در آن آمده است. در همین زمان بود که منافقین و اراذل و اوباش در صدد برآمدند با ایجاد شایعه درباره زنان پیامبر (ص) و با درست کردن مزاحمتها راهى براى زنان آزاده به بهانه کنیز انگاشتن آنها قلوب پیامبر(ص) و مسلمانان را جریحهدار بکنند. به دنبال این اوضاع و شرایط بود که خداوند آیات مربوط به پوشش را براى بازگویى به امت نازل فرمود.
البته باید توجه کرد که در اینجا به معنای معروف حجاب پرداخته ایم. و اگر بخواهیم دقیق تر سخن بگوییم باید بگوییم که این آیات پوشش بانوان را مطرح کرده است. و بحث حیاء و عفت، حکم ویژه همسران پیامبر (ص) مبنی بر پرده نشینی، و واجباتی که برای مردان در این زمینه وجود دارد، در آیات دیگر مطرح شده است.
«وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما کانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِکُمْ کانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظیماً؛[احزاب/۵۳] و هنگامى که چیزى از وسایل زندگى را (بعنوان عاریت) از آنان [همسران پیامبر] مىخواهید از پشت پرده بخواهید این کار براى پاکى دلهاى شما و آنها بهتر است! و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید که این کار نزد خدا بزرگ است.»
«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ؛[نور/۳۰] به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند این براى آنان پاکیزه تر است خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است!»
با آقایی که از همسرش جدا شده، حدود ۱.۵ سال است آشنا شدم. از نظر اخلاقی آدم خوبی است. خدمت شما عرض کنم بهتر بود قبل از اینکه شما وارد رابطه شوید و وابستگی شروع شود به یک تحقیق جامع و کامل و نظر خواهی از مشاور می شدید زیرا در این فضا ممکن است مطالبی که گفته می شود و یا خودتان به آن می رسید به دلیل وابستگی شما توجیه شده و یا اهمیت آن چنانی نداشته و شما نتوانید تصمیم درستی بگیرید اما خدمت شما عرض کنم یکی از موضوعاتی که در این مطرح است تفاهم اعتقادی است در مورد اعتقادات وقتی فردی قوانین یک دینی را قبول کرد باید تمام قوانین را اجرا و به آن احترام بگذارد اگر ایشان به امام حسین وامامان اعتقاد دارد اصل اساسی در گفتار این امامان نماز خواندن است و تمام اهداف ارسال رسالت و سختی هایی که امامان داشتند به دلیل برپا داشتن نماز است البته اعتقادات درجاتی دارد اگر دایره ای را فرض کنیم ممکن است شما وسط دایره باشید و طرف مقابلتان در کنار مرز دایره ولی مهم این است که داخل دایره است مثلا شما نماز اول وقت می خوانید اما ایشان آخر وقت و یا قضای آن را حداقل می خوانند اما کسی که براساس احساسات و عواطف و هیجانات خود به برخی از قوانین دینی که قبول کرده اعتقاد داشته باشد و به برخی اعتقاد نداشته باشد دین را یک امر شخصی فرض کرده است. پس رنگ دینی و معنوی در رفتارها دلیل بر هم خوانی شخصیت و تفاهم اعتقادی نیست بنابراین شما برای اینکه بتوانید در یک فضای منطقی و به دور از وابستگی و احساسات ناپایدار ، قضاوت کنید که آیا با ایشان می توانید سازگاری و رضایت زناشویی داشته باشید یا خیر باید با قطع رابطه مستقیم و کنار گذاشتن احساسات به موضوعات زیر توجه و نسبت به انجام آنها اقدام کنید:
فقط می گوید تا ۵ سال پیش نماز می خوانده ولی الآن نمی خواند و رهبری را هم قبول ندارد البته توهین نمی کند. البته به امام حسین و خدا و امام زمان و حقوق زن از نظر اسلام اعتقاد دارد. حتی به بعضی احکام شخصی در اسلام عمل می کند.
من از خانواده مذهبی هستم. حالا نمی دونم رابطه ام را با ایشان تمام کنم یا بگویم دیگر نمی خواهم دوستی را ادامه بدهم؟ اصلا ازدواج با ایشان صحیح است؟ آیا بچه های چنین خانواده ای پایبند به دین مبین اسلام خواهند شد یا نه؟
۱- بررسی دقیق و هم جانبه نسبت به موضوع علت طلاق و روابط ایشان با همسر و خانواده همسر
۲- وضعیت ارتباطی و سلامت روان اعضای خانواده ایشان
۳- وضعیت محل کار و نظر دوستان و آشنایان و کارفرما و همکاران
۴- دوستان انتخابی و گذشته ایشان در هر جا که بوده اند
۵- بازدید از محل زندگی و جمع آوری اطلاعات از محل زندگی
شما بعد از جمع آوری اطلاعات می توانید به وضعیت ایشان بیشتر آگاه شوید در مراحل بعدی شما با پذیرش ایشان برای خواستگاری گفت و گوی رسمی نسبت به انتظارات، خواسته ها، علاقه های شخصی و موضوعاتی که برای شما و ایشان مهم است، اقدام می کنید بدیهی است اگر در ابتدا این فرآیند اقدام به تست روان شناختی کرده و نظر روان شناس نسبت به همخوانی پروفایل شخصیتی تان را جویا شدید و دوره مشاوره پیش از ازدواج هم رفتید بسیار ریسک زندگی زناشویی تان را پاییین آورده اید.
نسبت به نحوه تربیت فرزند می توانید با همسرتان تعهد و قرار هایی داشته باشید که در مورد بعضی از موارد که ایشان در مذهب و دین واجب است ولی ایشان انجام نمی دهند از ایشان بخواهید که با شما هماهنگ شده و به نظر شما اهمیت بدهند از طرفی عقاید سیاسی خودشان را هم برای خودشان داشته باشند و به عقاید سیاسی و مذهبی شما هم احترام بگذارند در مورد سن هم در ارتباط بعدی می توانید به عنوان یک موضوع مشاوره داشته ب