-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 خرداد 1394 00:14
شهید احمدی روشن دکتر فریدون عباسی ماجرای ترورش را برای مصطفی تعریف می کرد که چطور بمب را به ماشین چسباندند از موتورسوار حرف زد و سفارش پشت سفارش که مصطفی مراقب باش و هوای دور و برت را داشته باش! مصطفی را اما هوای جای دیگری برداشته بود نشان به آن نشان که توی 32 سالگی وصیت نامه اش حاضر و آماده بود گُل سفارش هایش هواداری...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 خرداد 1394 00:12
شهدای هسته ای خوش به حال اون مادری که دغدغه اش اینه بچه ای تربیت کنه که به درد امام زمان(عج)بخوره. مثل مادر احمدی روشن که یه مهندس برا امام زمان (عج)تربیت کرد. بعد از شهادت مصطفی ازش پرسیدن : حالا که بچه ات شهید شده می خوای چیکار کنی؟ دست زد روی شونه ی نوه اش و گفت: یه مصطفی دیگه تربیت می کنم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 خرداد 1394 00:09
-
حجاب
شنبه 23 خرداد 1394 00:08
ه میشه وقتی از حجاب وحیا حرف میزنیم یاده خانوم ها می افتیم یاده چادری ها اما امروزمیخوام در مورد حجاب مردانه بگم. پسری که ریش داره وبهش میگن پاچه بزی خم به ابرو نمیاره... پسری پاتوقش مزار شهداس نه باشگاه کامبیز بدنساز... پسری که که جای پرورش اندام وتزریق بازو پرورش ایمان میکنه وخودسازی... پسری که سرش و خم میکنه تا سنگ...
-
حجاب
شنبه 23 خرداد 1394 00:08
ه میشه وقتی از حجاب وحیا حرف میزنیم یاده خانوم ها می افتیم یاده چادری ها اما امروزمیخوام در مورد حجاب مردانه بگم. پسری که ریش داره وبهش میگن پاچه بزی خم به ابرو نمیاره... پسری پاتوقش مزار شهداس نه باشگاه کامبیز بدنساز... پسری که که جای پرورش اندام وتزریق بازو پرورش ایمان میکنه وخودسازی... پسری که سرش و خم میکنه تا سنگ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 خرداد 1394 00:05
اگر تیر دشمن جـ ـ ـ سـ ـ ـ ــ ـ م شهدا را شکافت. تیر بدحجابی تو قـ ـ ـ لـ ـ ـ ـ ـ ب شهدا را میدرد.
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 خرداد 1394 00:04
جامه ی عید در نوروز امسال با پیروهن مشکی و کشکول گدایی ما خود به جهامن آخر هر تیپ و کلاسیم یا فاطمة الزهرا(س)
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 خرداد 1394 00:01
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 خرداد 1394 00:01
فاطمیه چقدر زیباست وقتی من میتوانم از پارچه ی عزای مادرم تاج بندگی بسازم چقدر لذت دارد این غرورم که وجودم را پوشانده کاش میتوانستم جرعه ای ازاین زلالِ وجودم را به آن بیچاره هایی که مرا متحجر میخوانند بچشانم اما نه... این لذت را به جهانم نمیدهم بی خانمانی ارزانی تان باد من چادری دارم که از صورت نقاش شده ی تو زیباتر و...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:59
[ ۹۳/۱۰/۰۷ ] [ ] [ محمدحسین علی بابائی ] [ آرشیو نظرات ] فاطمه تنها 18سال داشت چرا حجابت رو رعایت نمی کنی..... چون هنوز بچه ام و تنها ۱۸ساله امه چرا نماز نمی خونی ....... چون هنوز بچه ام و تنها ۱۸ساله امه چرا بانامحرم حرف می زنی ........چون بچه هستم و تنها ۱۸ساله امه چرا و چون های زیادی ولی یادمان باشد فاطمه هم تنها...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:57
چند روزیست بیشتر از پیش مظلومیتتان ذهنم را درگیر کرده..... بغض صدایتان..... نگاه تنهاییتان.... چه غریبانه هل من ناصر می خوانید .... وقتی شنیدم که فرمودید دوستان من در آن دنیا بیشتر از این دنیا هستند فهمیدم حتی آنهایی که ادعای دوستی میکنند دروغ است.... ولی آقا جان من هم دوستار شما هستم و هم سرباز شما.........
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:54
شعر آهن آب دیده را زنگ عوض نمی کند چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند به خیل دشمنان بگو ، به کوری دو چشمتان مطیع امر رهبری ، رنگ عوض نمی کند
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:52
شبی آیت الله سید جواد در حالت خواب و بیداری آقا از خواب بلند میشوند و لیوانی آب برای پدر میبرند اما میبینند که پدر خواب هستند آقا هم دلشان نمی آید پدر را بیدار کنند و لیوان بدست بالا سر پدر می ایستند تا پدر از خواب بیدار شوند بعد از چند ساعت آیت الله سید جواد که از خواب بیدار میشوند و آقارا با لیوان آب میبینند و...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:51
گونه مقام معظم رهبری در دیدار خانواده های شهدا وارد منزل شهیدی شدند که مریض بود و وضع خانه نابسامان بود حضرت ایت الله خامنه ای دستور به همراهان برای انتقال همسر مکرمه شهید به بیمارستان خودشان. در حیاط را می بندند و به نظافت منزل مشغول می ش
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:50
[ ۹۳/۱۰/۰۷ ] [ ] [ محمدحسین علی بابائی ] [ نظر بدهید ] مسیح چند سال پیش پوتین رئیس جمهور وقت روسیه برای نخستین بار در طول 30 سال انقلاب به ایران سفر کرد و کسانی که وی را میشناسند میدانند که بسیار چارچوبمند و منضبط بر اصول دیپلماسی است اما با این حال چند بار پرسیده بود که دیدار با رهبر جمهوری اسلامی آیا انجام میشود...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:48
[ ۹۳/۱۰/۰۷ ] [ ] [ محمدحسین علی بابائی ] [ نظر بدهید ] اگر این حرف را اینجا نزنم ، پس کجا بزنم ؟ می دانم حضرت آقا راضی نیستند ولی ما موظفیم که بگوییم. مرحوم آیت الله احمدی میانجی ازعرفای زمان و از شاگردان آیت الله بهجت(ره) بودند. ایشان به محضر امام زمان(عج) شرفیاب شده بودند ، در یکی از تشرفات گفتند که از امام زمان در...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:46
ازدواج در محضر مقام معظم رهبری از مهریه صبحت به میان آمد اقا فرمود: اولا در موزد مهریه هر چه مورد نظر دختر شما باشد همان مهریه قرار دهید ولی من چون برای مردم خطبه عقد می خوانم و این سنت من بوده دختر خانومی که مهریه اش بیش از 14 سکه باشید صیغه اش را نمی خوانم تا حالا اینکار رو نکردم اگر بخواهید می توانید پیش از 14 سکه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:44
گل ظاهر زیبا داری؟ وای خیلی خوشگلی ؟ این کلمات واست تکراری شده پس چرا از تکراری بودن در نمی ای؟ ببین ظاهر زیبا و خوشگلیت واسه همیشه نیست چند سال دوام داره دنبال شخصیت زیبا برو دنبال روح زیبا برو
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:41
از خوشگذرونه پرسیدن : دوکوهه کجاست ؟ گفت : ما بین دوتا کوه میریم اسکی به اونجا میگیم دوکوهه !!!! از بچه شهید پرسیدن دو کوهه کجاس ؟ گفت یه دوکوهه هست خیلی باصفاست...........باید بری جنوب ایران........... از خوشگذرونه پرسیدن : عشق چیه ؟ گفت : عشق این هفته رو سر جردن سوار کردم !!!! بچه شهید گفت : عشق یعنی بابای خودم !!!!...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:40
اگر بخواهیم بسیجی را مانند یک شاکله ی انسانی تصور کنیم . انسانی میشود شبیه امیرالمومنین ( البته اهل فن میدانند در تشبیه ، گاهی شعله شمعی را به خورشید تشبیه می کنند !) بر شمردن وجوه این شباهت دشوار نیست. « بسیجی یعنی علی (ع) که تمام وجودش وقف اسلام بود
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:39
داخل میدون مین پای دوتا از بچه های تخریب با هم قطع شده بود. تو این گیر و دار داشتن با هم شوخی می کردن که: پای منو بده پای خودتو بردار مواظب پات باش پات با پای من قاطی نشه چه دنیای شیرینی داشت
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:38
منام سلام برادر شهیدم یادم نبود تو به دنبال چه جیزی بودی؟؟؟ اره گمنامی من به دنبال گمنامیم نمی بینی همه جای وبلاگم اسمم را ننوشتم کنار عکس ها نام وبلاگم را نوشتم وقتی از مطالب وبلاگم استفاده می کنن ناراحت می شم که چرا نام وبلاگم را ننو
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:37
... روز جــشــن بــلوغ فکــری و شخصیـــتی نـــظام اســـلامی بود.. . عـــرق شرم امــت را در طــول تاریخ بــخاطر بی بصیرتی در ماجرای سقـیفه پاک کرد .. فـــرق کــوفه و تهران ؛عــراق و ایران؛ را نشــان داد و آب بستــه را به جــوب بازگرداند.. .. ایـــران بــدون خواست سفــیر حســین(ع) بیعت مجــدد کرد و بر ســر بـیعتـش ماند....
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:34
وای به حال شما که دل رهبرم را در فتنه لرزاندید خاطره ای تکان دهنده از گریه های همسر مقام معظم رهبری در نماز جمعه تاریخی ۲۹ خرداد ۸۸ : عزیزی از مسئولان مطلع کشور در جلسه ای می گفت: در نماز جمعه ۲۹ خرداد ۸۸ که مقام معظم رهبری پس از آن فتنه عظیم خطبه هایش را ایراد فرمودند همسر ایشان هم در میان جمع نماز گزاران حاضر بودند....
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:34
[ امام خامنه ای • مراقب باشیم پشت سنگرها خوابمان نبرد! همیشه امکان ضربه زدن از سوی دشمنان انقلاب و دشمنان ایران اسلامی هست، حتی در بهترین شرایط! همیشه کمین دشمن را در نظر داشته باشیم، غفلت از اینکه ممکن است به حرکت عمومی ملت ایران ضربهای وارد شود، چیز خطرناکی است ... هوشیار باشید! • این همان توصیهی امیر مؤمنان...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:33
السلام علیک یا رَبیَع الاَنام و نَضْرَهَ الاّیام ای بهار دلها؛ ای اولین بهار و آخرین بهار؛ ای بهار ابدیت؛ بیا
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:32
[ ۹۳/۱۰/۱۰ ] [ ] [ محمدحسین علی بابائی ] [ 3 نظر ] ازدواج آقای سرزمینم..... درسته که خدا گفته قیمش باشی..... درسته که خدا مسئولیت زندگی رو بر عهده تو گذاشته..... درسته که باید سایه سرش، تکیه گاهش، مراقبش باشی..... اما حواست باشه قوامیتت باعث نشه بهش زور بگی.....خدای نکرده صداتو ...دستتو روش بلند کنی.....به احساساتش ،...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:31
اشک های رهبرم اگر اسمم را فراموش کنم محال است عاملان اشک های رهبرم را فراموش کنم وای به حالتان ما عاملین اشک های رهبرمان را فراموش نمیکنیم!!! جان ایران! چه شد که جانت را جان ناقابلی گمان کردی؟! آبروی همه مسلمانان اشک ما را چرا درآوردی؟! جسم تو کامل است، ناقص نیست میدهد عطر یک بغل گل یاس دستت اما حکایتی دارد... رَحِمَ...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:28
یکی گره روسری شو شل کرد رفت جلو دوربین ؛ واسه لایک...... یکی بند پوتینشو سفت کرد رفت رو مین واسه خا
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 خرداد 1394 23:26