(قائم آل محمد)

پیامبر(ص) مـــیفرماید:مــــهدى از فرزنـــــــــدان مــــن است که چـــــــهره اش چـــون ستاره تــابان است .

(قائم آل محمد)

پیامبر(ص) مـــیفرماید:مــــهدى از فرزنـــــــــدان مــــن است که چـــــــهره اش چـــون ستاره تــابان است .

اینجا ایران است
تمام فرزندن خامنه ای دشمنان قسم خورده 

   

ی اسرائیل هستندسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج


این پست با همکاری تیم عشق علیه السلام و وب رهبرم سیدعلی نوشته شده است


امیدواریم بتوانیم آنچه را که میخواهیم بگویم

***الگوی ما کیست***


آیا واقعا تا به حال به این فکر کردید که الگوی ما چه کسی هست

چرا داریم خودمونو گول میزنیم اصلا داریم کجا میریم 

آیا جواب خون شهدا را دادیم 

شهدا برای ما رفتن جانشان را برای ما دادند اما ما چه کردیم

وضعیت جامعه رو به خطر است چرا بعضی ها چشمانشان را روی حقایق بسته اند

چرا همه زندگی ما شده مادیات چرا همش فکر اقتصاد هستیم
در این انتخابات همه میگفتن آیا کسی هست بتواند اقتصاد کشور را درست کند
ولی تا به حال چند بار گفتیم کسی هست اسلام را برگرداند

با عباس سوار موتور بودیم ؛ یک دفعه گفت " دایی نگه دار " متوجه ییرمردی شدم که داشت پیاده می رفت. خودش پیاده شد، پیرمرد رو پشت من سوار کرد.

بعد از سوار شدن پیرمرد به من گفت: "دایی جان شما ایشان رو برسون ؛ من خودم پیاده بقیه راه رو میام." پیرمرد رو رسوندم. هنوز چند متری دور نشده بودم که دیدم عباس بدو بدو رسید! نگو برای اینکه من به زحمت نیفتم همه مسیر رو دویده بود.

شهید عباس بابایی 

همین که روزهای نزدیک به عملیات می رسید،برای بچه ها فال حافظ می گرفت.
نزدیک عملیات کربلای 5 بود.
این بار اولین بازشدن کتاب به نیت من بود.
بعد از کمی مکث و زمزمه با لهجه شیرین گفت:"نه کاکو جان!
 دریغ از یک روزنه کوچک، انگار اصلا قرار نیست از دست تو راحت بشیم!"

بقیه در ادامه مطلب

مادر ختم سوره ی واقعه برداشت؛ به این نیت که اگه قراره پسرش شهید بشه،
 روز عاشورا باشه و گریه ای که می کنه برای سیدالشهداء باشه!

محمود که رفت منطقه، عکسش رو قاب گرفت 
 نصب کرد رو دیوار.

روز عاشورا که رسید، مادر هنوز خبر نداشت که محمود شهید شده
 نگاه کرد به قاب عکسش که از قبل

آماده اش کرده بود و دست هاش رو رو به آسمان بلند کرد:

" خدایا، هنوز منو قابل ندونستی که دعام رو مستجاب کنی . . . "

چند روز بعد دعای مادر مستجاب شد . . .

خبر شهادت محمود رو برای مادر آوردنندایی به بی غیرتان
بگذار کسانی که دم از اسلام می زنند و مسلمان نیستند ببینند که دشمن صهیونیستی چگونه پابر سینه دختر مسلمان می گذارد
بگذار ببینند!!!
نمیدانم به غیرتشان بر نمیخورد؟
نمیدانم اینها از نسل چه کسانی هستند ؟که اینگونه بی غیرت اند
بگذار روزی را ببیند که صهیونیستها جلوی چشمشان پابرسینه ناموسشان میگذارند اما حیف بازهم بی غیرتی خود را نشان میدهند و صدایی از انها در نمیای

هوا خیـلی سرد بــود. 

از بلنــدگو اعلام کردنــد جمع بشیـد جلوی تدارکات و پتــو بگیــرید.

فرمانــده‌ی گردان با صدای بلنــد گفت : کی سردشه ؟ 


همه جواب دادنــد : دشمــن !

گفت : احسنت، احسنت. معلوم می‌شه هیــچ‌ کدام سردتان نیست. 

بفرمایید بریــد دنبال کارهایتان ، پتــو به گردان ما نرسیــده ،
پتــویی نداریم که به شما بدیم 

های آقا پسر...

غیرتت رو به چی فروختی؟!

به دنیات؟... به هوست؟...

اَاااای  خاک بر سرت...

زنده باد خروس

خروس وقتی ببینه به مرغش نزدیک میشن سینه سپر میکنه از حریمش دفاع میکنه...

تو از خروس هم کمتری؟..به جای اینکه از ناموست حراست کنی ،ناموس فروشی میکنی؟


     

             رهبرم سید علی    

 

سلام علیکم

این روز ها شهدا برای ما یک نگاه کوچیکی کرد و منو هم سنگری هایم رو به عنوان خادم قبول کرد

این روز ها که نبودم و به بهانه ی کنکور نگاه کردن به وبلاگ نمی رسیدم

راستش داشتیم روی یه یادواره کار می کردیم

یادواره ی بزرگ منطقه مون

که تو این مدت حدودا به ۵۰ خانواده ی شهید سر زدیم که تو اکثرشون منم بودم

خب بکذریم

یادواره ی  شهدای شهرک نور وشهید باکری

با سخنرانی فرمانده ۳۱ لشکر عاشورا سردار کریمیان

مداح بزرگ و نامی:حاج علیرضا اسفندیاری اردبیلی

زمان :چهارشنبه ۲۰/۹/۱۳۹۲بعد از نماز مغرب و عشا

مکان مسجد امیرالمونین(شهرک نور-فجر-میدان فجر)

پایگاه مقاومت شهید خلیل فاتح

برچسب‌ها: یادواره ی شهدای شهرک نور وشهید باکری