نمی دانم بندگان و شیعیان من سرشان به چه چیز گرم استکه مرا فراموش کرده اند
فراموش کرده اند که مولایی دارند
فراموش کرده اند که کسی پشتیبان و حامی آنهاست
خبر ندارند که هر روز برای سلامتی شان دعا می کنم
ای بندگان من!!!
آیا کسی از شما هست که سراغی از من بگیرد؟
آیا کسی هست از شما که همدم و یاوری برای من باشد؟
آیا کسی هست که به خاطر اشک ها و ناله هایم گریه کند؟
آیا کسی هست که بداند من در غربت چه می کشم؟
سرتان به دنیان شلوغ است و مرا رها کرده اید؟؟؟
کجایید پس شیعیان من!!؟
شما هم مثل بقیه سرتان گرم زر و زیور دنیاست
یک سراغی از من بگیرید شما را به خدا
من در غربت دیگر توان و تحمل ندارم
کاری کنبد برای من
دلم سوخت ازبس که گناهان شما را دیدم
دلم کباب شد ازبس که بی دینی های شما را دیدم
میان خوشی ها و ناخوشی هایتان یک سراغی هم از من بگیرید
چشم هایم کور شد از بس که برای بی حجابی و بی عفتی های خانم های شما گریه کردم
گریه کردم به پیشگاه خدا که برایتان عذاب نازل نکند
یک کاری کنید برای من!!
دلتان برای من نمی سوزد
شاید شما به خاطر رفتار یک نفر ناراحت بشوید
اما من به خاطر گناهان این همه شیعه باید گریه و ناله و زاری کنم به درگاه خدا
شما را به خدا بس کنید ای شیعیان من!!!
حالی از مولایتان بپرسید
سراغی از مولایتان بگیرید...
ببینید که من کجا هستم و چه می کنم و چه می کشم از دست شما
...
دل نوشته از: ☫خــــــــــادم الم