شهید علی تجلایی

شهید حسن شفیع زاده

شهید حسین خرازی

شهید دکتر مصطفی چمران


شهید مهدی باکری

شهید امیر اسدی

شهید امیر اسدی

شهید حاج محمد ابراهیم همت
شهید علی تجلایی

شهید حسن شفیع زاده

شهید حسین خرازی

شهید دکتر مصطفی چمران


شهید مهدی باکری

شهید امیر اسدی

شهید امیر اسدی

شهید حاج محمد ابراهیم همت
زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمردرا با ریش های بلند جلوی در دید.
انها پرسیدند:"آیا شوهرتان خانه است؟"
زن گفت:"نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته."
آنها گفتند:"پس ما نمی توانیموارد شویم."
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت:"برو وآنهابگو شوهرم آمده، بفرمایید داخل."
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند:"ما با هم داخل
زن با تعجب پرسید:"چرا!؟"یکی از پیرمرد ها به دیگری اشاره کرد و
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهر
عروس خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:" بگذارید
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:"کدام یک
پیرمرد ها با هم گفتند: