
یک وقت بدون اطلاع وارد محله ای برای دیدن خانواده شهیدی شدیم دیدیم محله پر از جمعیت است وبرای ورود مقام معظم رهبری گاو گوسفند آماده کردند اقا با دیدن صحنه ناراحت شدند و فرمودند:
مگر من نگفتم مزاحم نشوید ودیدار من بدون اطلاع قبلی باشد.
ما عرض کردیم اقا از دفتر اطلاع نداده اند،بالاخره آقا وارد منزل شهید شدند و فرمودند:بگو ببینم چه کسی آمدن مرا به شما اطلاع داده اند ایا از دفتر اطلاع داده اند؟
پدر شهید عرض کردن اقا من دیشب حاج اقا روح االله را در خواب دیدم پسرم علی نیز در کنار امام (ره) نشسته بود
امام رو به من کردند و فرمودند فلانی فلان شب مهمان عزیزی داری.
از مهمانت پذیرایی کن گفتم مهمان من کیست فرمودند رهبر مهمان شما است
با تعجب گفتم
رهبرم می خواهد به خانه ی من بیاید؟
پسرم گفت بله بابا رهبر می خواهد به خانه ما بیاید از ایشان پذیرایی کنید
یک روز میهمان مقام معظم رهبری بودم فرزند ایشان اقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد ایت الله خامنه ای به وی نگاهی کرد و فرمود :شما به منزل بروید .من خدمت ایشان عرض کردم اجازه بفرمایید اقا زاده هم باشند من از وی درخواست کردم که باهم باشیم اقا فرمودند: این غذا از بیت المال است شما هم میهمان بیت المال هستید برای بچه ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشیند ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند . من ان لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است. ایت الله جوادی املی
شبی آیت الله سید جواد در حالت خواب و بیداری آب طلب میکنند
آقا از خواب بلند میشوند و لیوانی آب برای پدر میبرند اما میبینند که پدر خواب هستند آقا هم دلشان نمی آید پدر را بیدار کنند و لیوان بدست بالا سر پدر می ایستند تا پدر از خواب بیدار شوند
بعد از چند ساعت
آیت الله سید جواد که از خواب بیدار میشوند و آقارا با لیوان آب میبینند و میگویند سید علی اینجا چه میکنی آقا هم جواب میدهند آب خواسته بودید